چگونه در تله برنامه‌ریزی گرفتار نشویم؟

تله برنامه ریزی

برنامه ریزی یعنی چه؟

برنامه ریزی یعنی تجسم آینده مطلوب و یافتن راه‌ها و وسایلی برای رسیدن به آن

پر واضح است که وقتی شما می‌خواهید برنامه ریزی کنید آینده را تجسم کرده و کارهایی که باید انجام دهید را یادداشت می‌کنید.

برنامه ریزی خوب کلید آرامش ذهن است، اگر می‌خواهید ذهنی آرام داشته باشید باید بدانید چگونه، چه وقت و از چه مسیری می‌خواهید به اهداف‌تان برسید.

چرا برنامه ریزی مهم است؟

  1. تدارک ملزومات و وسایل مورد نیاز
  2. انجام سریع‌تر کارها
  3. داشتن حال خوب و آرامش
  4. جهت داشتن و پیشرفت سریع‌تر
  5. ایجاد اشتیاق و انگیزه
  6. ناخودآگاه‌تان در خدمت شماست
  7. دیدن فرصت‌ها

چرا برنامه ریزی کرده ولی اجرا نمی‌کنیم؟

همیشه بعد از برنامه ریزی، احساس خوبی پیدا می‌کنم، روزی متوجه شدم که در انجام برنامه‌ام بسیار اهمال‌کار هستم. با خود فکر کردم که چرا با اینکه برنامه ریزی می‌کنم و انگیزه بالایی هم برای اجرا دارم ولی اجرا نمی‌کنم؟

مغز ما به گونه‌ای است که وقتی کاری را تجسم می‌کنیم فرق بین خیالی و واقعی بودن آن کار را متوجه نمی‌شود.

در یک سخنرانی شنیدم که سخنران از حضار خواست چشمان‌شان را ببندند و حرف‌های ایشان را تجسم کنند، در پایان گفت از دیدگاه مغزتان، شما واقعا این کارها را انجام داده‌اید، موضوع کاملا در مورد تجسم بود و اینکه وقتی چیزی را تجسم می‌کنیم مغز ما فرق بین خیال و واقعیت را متوجه نمی‌شود، این موضوع باعث می‌شود که هدف و سوژه در ذهن ما دست‌یافتنی‌تر شود.

برنامه ریزی و رسیدن به خواسته‌ها

همانطور که می‌دانید یکی از دلایلی که ما به خواسته‌هایمان نمی‌رسیم این است که خود را لایق رسیدن به آن خواسته نمی‌دانیم، تجسم باعث می‌شود خودمان را لایق خواسته‌ها و اهداف‌مان بدانیم و خیلی راحت‌تر جذب‌شان کنیم.

اما این موضوع عوارض منفی نیز دارد، وقتی برنامه‌ریزی می‌کنیم در واقع در حال تجسم کارهایی هستیم که باید انجام دهیم و مغز ما متوجه نمی‌شود که اینها فقط تجسم بوده است و کارها را انجام شده می‌داند.

این موضوع باعث می‌شود به صورت مقطعی حال‌مان خوب شود و فراموش کنیم که باید اقداماتی نیز انجام شود تا کارها طبق برنامه پیش روند.

من نام این موضوع را تله برنامه ریزی گذاشته‌ام.

پس تله برنامه ریزی در واقع همان اجرا نکردن برنامه است و دلیل اجرا نکردن هم رضایت لحظه‌ای است که در ذهن ما ایجاد شده و متوجه نیستیم که این کارها برنامه‌ریزی شده‌اند نه اجرا.

برای اینکه در این تله گرفتار نشویم چه باید کرد؟

  1. آگاهی از این تله

باید گفت که آگاهی از تله برنامه ریزی کمک شایانی به شما می‌کند مثلا وقتی شما بدانید که گودالی در کوچه‌ای است، وقتی وارد آن کوچه می‌شوید، حواس‌تان را جمع می‌کنید که به سمت گودال نروید.

البته شاید بعد از مدتی تله برنامه ریزی را فراموش کنید و در این تله گرفتار شوید ولی بعدا که متوجه شدید که در دام گرفتار شده‌اید، این مطالب به یاد شما می‌آیند و حواس‌تان جمع‌تر خواهد شد و ترفندهای این مقاله را پیاده می‌کنید تا از تله رها شوید.

دوستان عزیز حرف‌هایی که گفته می‌شود مثل آدرس دادن است با توجه به این حرف‌ها شما از روی نقشه و به صورت تئوری آدرس را به خوبی می‌دانید، ولی تا خودتان به آن آدرس نروید آن را کاملا یاد نمی‌گیرید.

شما باید تمرین کنید و خودتان در عمل تجربه کسب کنید تا کاملا این مطالب را درک کنید و آن زمان است که می‌توانید این مطالب را برای دیگران نیز تعریف کنید.

تا شما خودتان به جایی نرفته باشید، نمی‌تواند آن آدرس را به شخص دیگری بدهید. پس مطالب این مقاله را در زندگی روزمره‌تان اجرا کنید.

  1. برنامه ریزی و تقسیم کارها به کوچک ترین جز

روزی در جمع خانواده نشسته بودم و مشغول بازی معما بودیم هر کس معمایی مطرح می‌کرد، ناگهانی یکی از دوستان که قدری شوخ‌طبع بود گفت: می‌دانید چگونه می‌توان یک فیل را خورد؟ هر کس پاسخی داد و در پایان دوست‌مان که خودش معما را مطرح کرده بود گفت: لقمه لقمه. پوزخندی زدیم و گفتیم بی‌مزه.

بعدها متوجه شدم از این معمای بی‌مزه می‌شود درس گرفت!؟

هدف گذاری در زندگی بسیار مهم است و اهداف بزرگ ما مانند فیل هستند و نمی‌توانیم یک‌باره به آن‌ها برسیم، باید اهداف بزرگ‌مان را به قدم‌ها و اقدامات کوچک تقسیم کنیم و هر روز یک قدم برداریم تا در نهایت به آنها برسیم.

می‌توان چنین گفت که هر هدف ما مثل یک پازل چندهزار تیکه است و ما نمی‌تونیم در زمان کوتاه آن پازل بزرگ را کامل کنیم باید قطعه قطعه پیش بریم تا پازل کامل شود.

در برنامه ریزی حاشیه هم مهم است

نکته‌ بسیار مهم این است که نمی‌تونیم قطعه‌های جانبی که شامل طرح اصلی نمی‌شود را نادیده گرفت.

مثلا فرض کنید که پازل شما عکس یک هنرمند است قطعا بعضی از قطعه‌ها مربوط به زمینه‌ای است که هنرمند در آن قرار گرفته است.

شما نمی‌توانید فقط قطعه‌هایی که مربوط به چهره هنرمند است را جدا کنید و بقیه قطعه‌ها که مربوط به زمینه است را نادیده بگیرید، در این صورت پازل ناقص شده و  نمی‌توانید تصویر هنرمند را نیز درست کنید. پس تمامی قطعه‌ها حائض اهمیت هستند.

برنامه ریزی برای کاهش وزن

مثلا شما رژیم غذایی گرفته‌اید و هدف‌تان کم کردن ۱۰ کیلوگرم است.

رسیدن به این میزان ناگهانی رخ نمی‌دهد شما میزان غذای خود را کاهش می‌دهید و قدم‌به‌قدم پیش می‌روید تا به نتیجه مورد نظرتان برسید.

نکته مهم این است که با هر لقمه‌ای که می‌خورید و یا نمی‌خورید در حال چیدن قطعه‌های پازل‌تان هستید.

نمی‌توانید بگویید امشب که مهمانی است بیخیال رژیم می‌شوم و از فردا به رژیم خود ادامه می‌دهم، این بیخیال شدن شما یعنی ناقص کردن پازل.

تک‌تک کارها و انتخاب‌های شما، هر چند کوچک به حساب می‌آید.

فکر نکنید که یک لقمه اضافه که به جایی بر‌نمی‌خورد، برعکس همان یک لقمه اضافه باعث می‌شود قدری از برنامه ریزی و مسیر هدف‌تان منحرف شوید و دوباره باید سعی کنید تا به مسیر برگردید.

حتما با خودتان می‌گویید: «خیلی سختگیری» یک لقمه اضافه که به جایی برنمی‌خورد.

دوستان موضوع یک لقمه اضافه نیست، موضوع اراده و انتخاب شماست اگر شما الان نتوانید برای نخوردن یک لقمه اراده کنید و انتخاب اشتباهی داشته باشید، بعدها اراده‌تان ضعف‌تر شده و انتخاب‌های نادرست بیشتری خواهید داشت.

این مثال در مورد تناسب اندام بود و در دیگر کارها نیز کاربرد دارد.

مثلا اگر هدف‌تان مطالعه چندین کتاب در سال است، ولی موقع مطالعه، اهمال‌کاری و تنبلی می‌کنید و خودتان را با کارهای بیهوده سرگرم می‌کنید، در واقع شما در حال کامل کردن پازل‌تان نیستید و این پازل کامل نخواهد شد. حواس‌تان به پازل اهداف‌تان باشد.

  1. پاداش به خویشتن

وقتی قسمتی از برنامه‌تان را انجام دادید، به خودتان پاداش بدهید، حتی اگر این کار قطعه بسیار کوچکی از پازل هدف‌تان باشد با این کار احساس لذت می‌کنیم و انگیزه می‌گیرید تا سریع‌تر و منظم‌تر به سمت هدف‌تان حرکت کنید.

پاداش‌تان باید متناسب با کاری باشد که انجام می‌دهید، اگر کاری که انجام داده‌اید قطعه کوچکی از پازل هدف‌تان است، هدیه کوچک و اگر قطعه بزرگی از پازل هدف‌تان است هدیه‌ای بزرگ به خودتان بدهید.

منظور از هدیه این است که کاری کنید تا حس پیروزی به شما دست دهد مثلا با خودتان بگویید وقتی این کار را تمام کردم به خودم یک بلیط استخر هدیه می‌دهم

من علاقه شدیدی به کتاب و مطالعه دارم، هر وقت به کتاب‌فروشی می‌روم، ‌خواهم تمام کتاب‌ها را خریداری کنم، ولی هر بار یک کتاب می‌خرم و به خودم قول می‌دهم که وقتی کتاب را تمام کردم به خودم جایزه بدهم و جایزه‌ام این است که می‌توانم کتاب دیگری خریداری کنم.

حواس‌تان به تله برنامه ریزی باشد و کارهای کوچکی که انجام می‌دهید را نادیده نگیرید و بعد از انجام هر کار به خودتان پاداش دهید

ممنون که به این مطالب توجه کردید.

براتون آرزوی بیش‌رفت می‌کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *